مطالب جدید و خواندنی تاریخ جغرافیا و اجتماعی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، به این وبلاگ خوش آمدید . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وبلاگ ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما در بهتر شدن كیفیت مطالب وبلاگ یاری رسانید .

مدیر وبلاگ : رخشان نیا
مطالب اخیر
نویسندگان


گشاده دست باش،جاری باش،کمک کن(مثل رود)

با شفقت و مهربان باش(مثل خورشید)

اگر کسی اشتباه کرد آن را بپوشان(مثل شب)

وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ)

متواضع باش و کبر نداشته باش(مثل خاک)

بخشش و عفو داشته باش(مثل دریا)

اگر می خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش
(مثل آینه)





نوع مطلب : ادبیات و شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 27 دی 1391

تقریبا اکثر مردم سیاره مریخ را که به سیاره سرخ منظومه شمسی معروف است می شناسند ؛ این سیاره در بعضی از شب ها به دور از نور خورشید با چشم غیر مسلح به صورت یک ستاره سرخ رنگ در آسمان دیده می شود.

یک کارشناس نجوم گفت: شاید ساده ترین توضیح برای قرمز رنگ بودن سطح مریخ وجود ماده سطحی یا سنگپوش آن که دارای مقادیر زیادی اکسید آهن است و تنها دلیل سرخی آن زنگ آهن موجود در این سیاره باشد.

وی افزود: ۴٫۵ میلیارد سال قبل و در زمان شکل گیری منظومه شمسی عنصر سنگین آهن در قلب ستارگان مرده در ابرهای گازی و غباری در حال چرخش بوده است. این ابرها از لحاظ گرانشی برای تشکیل خورشید و سیارات دیگر در هم شکسته شدند و توده آهن زمین هنگامی که سیاره جوان بود، به هسته آن رفت ولی مریخ به دلیل اندازه کوچک و گرانش ضعیف آهن کمتری را در هسته خود فرو برد.

توده زارع مریخ را دارای هسته ایی آهنی دانست و اظهار داشت در سطوح این سیاره نیز آهن به فراوانی یافت می شود به طوری که این عنصر ساده و درخشان به علت قرار گیری در معرض مقادیر کافی اکسیژن به اکسید آهن که رنگی قرمز دارد تبدیل شود و این ترکیب طول موجهای آبی و سبزرنگ طیف نوری را گرفته و طول موجهای قرمز رنگ را منعکس می کند.

 





نوع مطلب : جغرافیا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 25 دی 1391
بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم،؛
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،؛
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،؛
شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.؛

در نهانخانة جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،؛
عطر صد خاطره پیچید:؛

یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.؛

تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.؛
من همه، محو تماشای نگاهت.؛

آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید، تو به من گفتی:؛
از این عشق حذر كن!؛
لحظه‌ای چند بر این آب نظر كن،؛
آب، آیینة عشق گذران است،؛
تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است،؛
باش فردا، كه دلت با دگران است!؛
تا فراموش كنی، چندی از این شهر سفر كن!؛

با تو گفتم:‌ حذر از عشق!؟ ندانم!؛
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،
نتوانم!؛

روز اول، كه دل من به تمنای تو پر زد،؛
چون كبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم،؛

باز گفتم كه : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!؛

اشكی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریخت

اشك در چشم تو لرزید،؛
ماه بر عق تو خندید!؛

یادم آید كه : دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه كشیدم.؛
نگسستم، نرمیدم.؛

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،؛
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،؛
نه كنی دیگر از آن كوچه گذر هم


بی تو، اما، به چه حالی من از آن كوچه گذشتم!؛


ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات و شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 25 دی 1391

اهمیت شخصیت و موقعیت خدایان یونان در اینست كه جامعه یونان كه این خدایان مورد پرستش آن بوده اند جامعه ای است كه به عنوان مهد اولین دموكراسی در تاریخ شناخته شده بشر بشمار میرود. و چون تصویر بخشی از روابط اجتماعی آنروز یونان در وجود افسانه وار خدایان یونان منعكس است، شناختن این افسانه ها به شناخت از درجه تكامل دموكراسی در جامعه یونان قدیم كمك میكند.
افسانه های یونان در رابطه متقابل با طرز زندگی و فكر مردم آن زمان یونان شكل گرفته اند. از یك طرف از طرز فكر، زندگی و نیازهای اجتماعی مردم نشئت گرفته اند و از جانب دیگر این افسانه ها (مانند هر ائین دیگری) خود بر زندگی اجتماعی، فردی و تنظیم روابط مردم تاثیر داشته اند.

چندخدائی

مردم در یونان قدیم به توحید (یك خدائی) اعتقاد نداشتند و خدایان متفاوتی را میپرستیدند. منشا اصلی این تصورات در یونان قدیم و چگونگی دقیق پیدایش آن ناروشن است. شناخت امروزی از این تصورات بیشتر متعلق به دوران های بعد هستند: اشعار هومر (Homer) كه حدود 900 سال قبل از میلاد مسیح میزیست و هزوید (Hesoid) كه حدود 700 سال قبل از میلاد مسیح میزیسته است از قدیمی ترین نوشته هائی هستند كه البته تصورات دوران جدیدتر را منعكس می سازند. ظاهرا در سرائیدن افسانه های مزبور نه فقط این دو شاعر و نویسنده بلكه نویسندگان، متفكرین و شاعران متعددی شركت داشته اند كه هر كدام به فراخور حال و زمان این حق را برای خود قائل میشدند كه (بجای كاری كه امروز آنرا تاریخ نویسی می گوئیم) در بسیاری از موارد با حركت از شخصیت های تاریخی واقعی افسانه های مزبور را بال و پر داده و خود دانسته هائی به آنها اضافه كنند. به این خاطر مرز بین واقعیت های تاریخی و افسانه ها در این نوشته ها روشن نیست.

۱- زئوس Zeus



زئوس رئیس خدایان یونان، خدای آسمان و رعد و برق، کسی که دیگر خدایان از نسل او بودند. وی بخاطر رفتارهایی که با فرزندان و همسران خود داشته است نزد زنان بدنام است. در آثار هنری زئوس را به عنوان یک مرد ریشو و پیر به تصویر کشیده اند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 21 دی 1391

نان

دموکراسی می گوید: رفیق، حرفت را خودت بزن،
نانت را من می خورم.

مارکسیسم می گوید: رفیق، نانت را خودت بخور،
حرفت را من می زنم.

فاشیسم می گوید: رفیق، نانت را من می خورم،
حرفت را هم من می زنم
و تو فقط برای من کف بزن ...

اسلام حقیقی می گوید: نانت را خودت بخور،
حرفت را هم خودت بزن
و من فقط برای اینم که تو به این حق برسی.

اسلام دروغین می گوید: تو نانت را بیاور به ما بده
و ما قسمتی از آن را جلوی تو می اندازیم،
اما آن حرفی را که ما می گوییم بزن!


ادامه مطلب


نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 20 دی 1391
نخستین نشانه‌ها از کشف حجاب در ایران، به برخی محافل درباری یا روشنفکری در دوره ناصرالدین شاه قاجار برمی‌گردد که بیشتر به دلیل تاثیرپذیری فراوان این شاه قاجار در سفرهای خود به «فرنگ» بود. اما اولین شنیده‌ها درباره «کشف حجاب» به زمان رضا شاه برمی‌گردد که همزمان با اصلاحات دموکراتیک افغانستان، شاه و ملکه افغانستان به ایران آمدند و در آن سفر، ملکه افغانستان بی‌حجاب بود.
پس از سفر پهلوی پدر


ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 18 دی 1391

عکس های تاریخی از زنان رضا خان 

روی ادمه مطلب کلیک کنید




ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 15 دی 1391
آرامگاه «خشایارشاه» چهارمین پادشاه بزرگ هخامنشی در نقش رستم به محل رشد گیاهان مختلف و لانه‌سازی و تلنبار فضله پرندگان تبدیل شده است. عکس‌های این آرامگاه حاکی از آن است که حدود 15 درخت و درختچه بر روی نقاط مختلف این آرامگاه رشد کرده، همچنین محوطه درونی آن نیز به محلی برای لانه‌سازی پرندگان مختلف بدل شده است.

پدر خشایارشاه «داریوش» و مادرش «آتوسا» دختر «کوروش» بود. او در سن 34 سالگی به پادشاهی رسید و 20 سال بر امپراتوری ایران فرمانروایی کرد. در نهایت او در سال ۴۶۶ پیش از میلاد در سن 54 سالگی به دست یکی از خواجگان دربار و رییس گارد سلطنتی خود در خواب به قتل رسید.

آرامگاه او مانند سه پادشاه دیگر هخامنشی یعنی داریوش بزرگ، اردشیر یکم و داریوش دوم در جایی معروف به نقش رستم در سینه «حسین‌کوه» قرار دارد. آرامگاه خشایارشاه در ارتفاع 26 متری از سطح زمین در دل کوه به شکل صلیب تراشیده شده‌است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 13 دی 1391
ارگ بم بزرگترین سازه خشتی در جهان بود که در نزدیکی شهر بم قرار دارد. در تاریخ ۵ دی ۱۳۸۲، در اثر زلزله شدیدی که شهر بم و حومه آن را تحت تاثیر قرار داد، ارگ بم دچار خسارت‌های زیادی شد. چند روز پس از رخ دادن زمین‌لرزه، رئیس جمهور وقت ایران سیدمحمد خاتمی اعلام کرد که ارگ بازسازی خواهد شد.
بم و فضای فرهنگی آن در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده‌ است. این ارگ عظیم که در مسیر جاده ابریشم قرار دارد سده ۵ پیش از میلاد ساخته شده‌ است و تا سال ۱۸۵۰ پس از میلاد نیز همچنان مورد استفاده بود.

کل بنا یک دژ بزرگ است که در قلب آن، ارگ واقع شده، اما به دلیل ظاهر پرابهت ارگ، که پر ارتفاع‌ترین قسمت مجموعه نیز به شمار می‌آمد، کل بنای دژ به عنوان ارگ بم نامیده می‌شود.


ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 12 دی 1391
زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد. آسیابان گندم او را در کنار سایر کیسه ها گذاشت تا به نوبت آرد کند.

زاهد گفت: «اگر گندم مرا زودتر آرد نکنی دعا می کنم خرت سنگ بشود».

آسیابان گفت: «تو که چنین مستجاب الدعوه هستی دعا کن گندمت آرد بشود.»




نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 12 دی 1391


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic