تبلیغات
مطالب جدید و خواندنی تاریخ جغرافیا و اجتماعی - سه روایت از ریشه واژه پدرسوخته
مطالب جدید و خواندنی تاریخ جغرافیا و اجتماعی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، به این وبلاگ خوش آمدید . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وبلاگ ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما در بهتر شدن كیفیت مطالب وبلاگ یاری رسانید .

مدیر وبلاگ : رخشان نیا
مطالب اخیر
نویسندگان
ما ایرانی‌ها؛ عادت داریم وقتی میخواهیم به کسی ناسزا بگوییم ؛ اولین دشنامی که به نظرمان میرسد “ پدر سوخته “ است.
اگر بخواهیم کسی را تهدید کنیم میگوییم “ پدرش را در میآورم “ یا “ پدرش را میسوزانم “.
البته در سال‌های اخیر؛ این اصطلاح “ پدر سوخته “ غلظت خودش را از دست داده و گهگاه نه منباب دشنام ؛ بلکه منباب شوخی و ابراز محبت هم بکار میرود.
مثلا کودکی را می بینیم و از رفتار و کردارش خوشمان میآید و میگوییم : ببین پدر سوخته چه آتشپاره ای است .
اما ؛ از کجا و چرا این اصطلاح “ پدر سوخته “ در فرهنگ ما جا خوش کرده و چرا خلایق از این ترکیب نا زیبا استفاده میکنند ؟؟

روایت اول: لغتنامه دهخدا

پدرسوخته.(پ ِ دَ ت َ / ت ِ ) (ص مرکب ) دشنامی است . و مجازاً در تداول عامیانه بمردم خبیث و بدسرشت گویند.در مصر باستان اگر کسی از کسی پولی وام می‌گرفت و بدهکار می‌شد ضمانت بدهی جسد مومیایی پدرش بود و اگر نمی‌پرداخت طلبکار حق داشت مومیایی پدر را بسوزاند. به این دلیل کسی که از نظر مالی بدهکار و ورشکست بود پدرسوخته نامیده می شد. کم کم این اصطلاخ به سایر ممالک و ایران هم رسید.


روایت دوم: صفویان

ریشه پدر سوخته به دوره صفویه بر میگردد که از جمله فجایع آن دوران این بود که انسانها را زنده زنده در آتش انداخته می سوزاندند از جمله حسن کیا و مراد بیک را سوزاندند حتی قبر عبدالرحمن جامی را آتش زدند و همچنین قبر ابو نعیم اصفهانی را و در تبریز نیز قبر یعقوب پادشاه را نبش کرده استخوانهایش را سوزاندند …. به همین خاطر این لفظ در گویش فارسی مرسوم شد و معمولا چنین می گویند : پدرت را در میارم پدر سوخته … که صحبت از نبش قبر و سوزاندن انسان هر دو یکجا دارد.

روایت سوم: حمله اعراب

وقتی که در زمان یزدگرد عربها به ایران حمله کردند و ایران رو فتح کردند، مردم ایران رو که دارای دین زرتشت بودند رو آتش پرست و کافر نامیدند و اونها رو مجبور کردند که به دین اسلام روی بیاورند. در این میان گروهی خودشان به دین اسلام گرویدند و گروهی هم چون می دیدند افرادی که مسلمان نشوند را میکشند از ترس مسلمان شدند. اعراب افرادی را که مسلمان نمی شدند”مردها و سرپرست خانواده” را در آتش میسوزاندند تا دیگران یاغی گری نکنند، و زنان آنها را به کنیزی و بچه ها را برای نوکری و کلفتی می بردند. این بچه ها بزرگ شدند و در خانه اعراب کار میکردند.وقتی از اعراب سوال می شد که این کنیزان و نوکرانت چه کسانی هستند؟می گفتند: ” این پدر سوخته است، نوکر و کلفتی است که پدرش در جریان فتح ایران سوزانده شده است و به این نوکر و کلفت ها میگفته اند: “پدر سوخته





نوع مطلب : تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 9 آبان 1393
سه شنبه 18 آذر 1393 07:31 ب.ظ
سلام جالب بود . موفق باشی
چهارشنبه 14 آبان 1393 12:48 ب.ظ
با سلام و عرض ادب ممنون از اینکه وب ما را لینک کردین. ما هم وب شما را با موفقیت ثبت کردیم.

باز هم به ما سر بزنید.

با تشکر:گروه خبری تاب ناپ
رخشان نیادرود بر شما
جمعه 9 آبان 1393 05:30 ب.ظ
سلام فرارسیدن ماه محرم تسلیت. وبلاگ شما را دیدم قالب ومطالب قشنگی داشت برای افزایش بازدید وبلاگت می تونی به آدرس زیر ثبتش کنی تا منم بتونم هر روز بهت سر بزنم محلی که وبلاگتو ثبت می کنی بزرگترین دایرکتوری وبلاگ نویسان است و پر بازدید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی